شبيه قل قل آخر درون آكواريوم
شبيه خلسه ي سنگين به لطف صد والیوم
شبيه لخته ي مرگي كه ميشود باشد
شبيه كشتن ذوقي به زور يك كاندم
شبيه مردن مردي از ارتفاع دلي
شبيه خوردن سيبي به مزه ي گندم
شبيه قهوه ي تلخي كه... عقرب افتاده
شبيه قصه ي تلخي كه دخترمردم↓
تو را ميان غزلهاش نا نويسا كرد:
كه انتخاب تواصلن به صورت رندم...
تويي كه از ته دنيا فقط بد آوردي
تويي كه بخت خرابت كه دفعه ي چندم ...
ڤ
شبيه بلع خودم.
نه ! شبيه اســتــفــرااااااغ كل خاطره ها روي عكس يك خانم.
+ نوشته شده توسط محمد سیار در 86/09/22 و ساعت
|

