تبليغاتX
شبه غزل - قصه اي كه هر سال يك جور تمام نـ/مي شود !
هر چند تكراري و كهنه ، اما مي نويسم شايد ...

‌‌«دوبيتي هاي زير در گويش شيرازي جاري هستند»

_
ايـ رنگـُيْ كه رو ايـ بونش نوشته

بَريْ عشقش تو قانونش نوشته

ميگن خيلي دوسش دُشته خدامون

غروبامونُ با خونش نوشته

-

گمونم كه خدامون دل نداره

اگه داره ته بقچش ميزاره

وگرنه تو ايـ  قصهِ يْ  مشك و سقا

: خدايا كاري دُش بارون بباره ؟

-

صِدُي قلب خدا خيلي يواشه

فشارش افتاده، ها... آخِراشه

ايـ دَ روز مث كه كم خوني گرفته

همش تقصير ايـ  كرب بلاشه
؛
دوبيتي هاي بالا را بشنويد.«كليك كنيد»
-------------------------------------
... راستي كي نوبت ما مي شود؟


علي نسيمي ، هم رفت !
+ نوشته شده توسط محمد سیار در 86/10/20 و ساعت |